تبليغاتX
گذری بر سرزمین ما
شرحي از گذشته تا به حال سرزمين ما

به پايان امد اين دفتر   حكايت همچنان باقيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 13:43  توسط فلاح  | 

 

 

شاید اولین روزی که زندگی بشر به شام انجامید و تاریکی را در پی آورد، غمی بر دل آدمی نشست که خواب را از او ربود. در صبحگاه روز بعد او وقتی جهان را دوباره روشن و درخشان دید، روزی نو، را تجربه کرد و آن روز اولین نوروز انسان شد.
در گردش تغییرات جوی نیز با آمدن گرمی بهار و رفتن زمستان و سردی، یکبار دیگر انسان روزگار گرم و نو را پس از سردی طبیعت، در بهار بعد تجربه کرد و آن را نیز نوروز انگاشت

نوروز: آیین آریایی
اقوام آریایی شرقی به ویژه از روزی که وارد مرحله ده نشینی و کشاورزی شدند در میان مراسم جشن ها و نیایش های خود به فراگرد تغییر فصول توجه خاصی نشان دادند.
از آن جمله جشن های پاییزی یا مهرگان و جشن های بهاری و تجدید حیات کشتزارها یعنی نوروز.

 

نوروز یکی از قدیمی ترین اعیاد و جشن های آریایی و یادگار چند هزار سالۀ کشور باستانی ما میباشد. این چشن بزرگ ملی زمانی در سرزمین آریانا بر گزار گردید که بیداری و تجدد حیات در طبیعت آغاز گردید. تجدد حیات و بیداری هنگامی آغاز گردید که سردی زمستان پایان یافت ودر دامان کوهساران لاله و ریحان روئید.

-  نوروز امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخشهای کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار میشود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.

- آورده اند که «نوروز» یادگار کیومرث میباشد. به گفته این راویان کیومرث نخستین شهریار روی زمین بود.  آفرینش  او را نوروز نامیدند. برخی دیگر پیدایش نوروز را به جمشید نسبت داده می گویند: پس از آنکه جمشید دست بیداد گران را از بیدادگری کوتاه کرد و آیین زند گی را به مردم آموخت بر تختی گوهر نشان نشست و دیوان او را از «هامون به گردون» بردند. مردم بشکرانه این پیروزی جشن گرفتند و آن روز را «نوروز» خواندند.

 - ابوریحان بیرونی پیدایش نوروز را از قول حشویون «گروه از دانشمندان که قضایا را به دلایل ظاهری تجزیه و تحلیل می کردند» به سلیمان بن داود نسبت میدهد. بیرونی نقل میکند که:... برخی از حشویون می گویند که چون سلیمان بن داود انگشتر خود را گم کرد، سلطنت از دست او برفت. ولی پس از چهل روز بار دیگر انگشتر خود را یافت و پادشاهی و فرماندهی از دست رفته دوباره بدو باز گشت و مردم گفتند که «نوروز آمد».

- روایات دیگری نیز در منابع معتبر آمده است که درین روز کشتی نوح بر کوه جودی به زمین نشست. خلقت عالم در همین روز انجام پذیرفته است. حضرت ابراهیم (ع) در همین روز علیه بتان قیام نموده است. پیغمبر اسلام (ص) در همین روز به پیغمبری مبعوث گردیده است


اين سفره در دوران باستان """هفت شين""" (شهد، شکر، شيريني، شراب، شببو، شالين، شبدر) بوده است كه جاي خودرابه هفت سين داده، اين سفره اجزائي ديگر هم دارد مانند آينه که نماد نور و راستي است، ماهي که نماد زندگي نيک بختي است، شمع که نماينده آتش است، گل که نماد دوستي است و کتاب که نماد دانائي است.
-سبزه: نماد خرمي و نو زيستي
- سرکه: جايگزين شراب و نماد شادي . ميوه درخت تاک در ايران ميوه شادي خوانده ميشد
-سمنو: نماد خير و برکت
- سیب: نماد مهر و مهرورزي
- سیر: نگهبان سفره در اکثر فرهنگ هاي آريائي براي سير نقش محافظت کننده از شر قائل بودند
-سماق: نماد مزه زندگي
- سنجد: نماد حيات و بزر حيات

يا مقلب القلوب و الابصار ، يا مدبر الليل و النهار، يا محول الحول و الاحوال، حوّل حالنا الي احسن الحال 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 11:15  توسط فلاح  | 

در مورد زمان جشن چهارشنبه سوري و علت نامگذاري اين جشن ميان محققين اختلاف نظر وجود دارد كه مي‌‌توان اين اختلاف نظرها را به دو دسته تقسيم‌بندي كرد. الف) برخي معتقدند كه زمان برگزاري اين جشن بيست و ششم اسفند ماه يعني آغاز جشن فروردگان كه در آخرين پنج روز اسفند ماه و پنجه مسترقه است كه جمعاً ده روز مي‌شود و همان طور كه قبلاً گفته شده مطابق سنت‌ ايراني‌ها از دير زمان براي استقبال فروهرها و راهنمايي آن‌ها آتش روشن مي‌كردند و مراسم خاصي را مي‌گرفتند.

ب) برخي ديگر معتقدند كه اين جشن در آخرين شب سال يعني آخرين روز از سال كه جشن آفرينش انسان است انجام مي‌گيرد، يعني در سيصد و شصت و پنجمين روز از سال و شب آخرين روز كه فردا صبح آن نوروز است بر پشت بام‌ها آتش مي‌افروختند و آمدن سال نو را به دهات اطراف و مردم دور و نزديك خبر مي‌دادند

جشن سوري يا چهارشنبه سوري كه اينك در شب چهارشنبه آخر سال با مراسم و آداب ويژه‌اي برگزار مي‌شود، يكي از جشن‌هاي پرشكوه و سرشار از مراسم و شعاير بوده است.
هاشم رضي در كتاب گاه شماري و جشن‌هاي ايران باستان، درباره چهارشنبه سوري مي نويسد:" ايرانيان در يكي از چند شب آخر سال جشن سوري را كه عادت و سنتي ديرينه بود، با آتش‌افروزي همگاني برپا مي‌كردند.
اما چون اساس تقسيم آنان در روزشماري بر آن پايه نبود كه ماه را به چهار هفته با نام‌هاي كنوني روزها بخش كنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال چنين جشني برگزار نمي‌شد. روزشماري كنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شد. بي‌گمان سالي كه اين جشن به شكلي گسترده بر پا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده است و چون در روزشماري تازيان چهارشنبه نحس و بديمن به شمار مي‌آمده از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال را با جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي‌كوشيدند نحوست چنين شبي را از بين ببرند."
آیین پریدن از روی آتش نیز ریشه در آزمون آتش دارد. برای نمونه گذر سیاوش از آتش و یا آزمون آتش آذرپاد مهر اسپندان هر کدام نشان از جایگاه آتش و آزمون گذر و پریدن از آتش در فرهنگ باستانی ایران دارد.

فردوسی پیرامون گذر سیاوش از آتش می گوید:

ســیــاوش ســیــه را بــه تــنــدی بــتـــاخـــت ***نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
ز هــرســو زبــانــه هــمــی بـــرکـــشـــیـــد***کــســی خـــود و اســـپ ســـیـــاوش نـــدیـــد

برخي از آيين هاي جشن سوري
بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگي وآجيل مشكل گشاست. زرتشتيان به اين آجيل هفت مغزينه لرك مي‌گويند.
اين آجيل كه به آجيل گهنبار هم معروف است شامل هفت مغزينه يا ميوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجير و خرما كه گاهي در لابه‌لاي اين آجيل تكه‌هاي كوچك نبات و نارگيل هم ديده مي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 13:23  توسط فلاح  | 

 رحلت  حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام هشتم َ رضا (ع)بر مسلمانان جهان تسليت باد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 13:9  توسط فلاح  | 

اراتبن - بهار 1386 
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 17:6  توسط فلاح  | 

ماه اسفند و به ويژه روز پنجم(يا به روايتي 25بهمن) كه در همه تقويمهاي ايراني «اسفندروز» ناميده ميشود؛ از روزگاران كهن، ماه و روز گراميداشت زمين بارور و بانوان در فرهنگ ايراني دانسته ميشد.
واژه فارسي اسفند يا سپندارمذ، از واژه پهلوي «سپندارمد» و اوستايي «سپَـنتَـهآرمَـئيتي»، گرفته شده است. اصل اين نام همانا «آرمئيتي» است كه واژه سپنته/سپند براي احترام و گراميداشت بيشتر، به آن افزوده شده است. معمولاً سپنتهآرمئيتي را به معناي «فروتني و آرامي پاك و مقدس» ميدانند، اما برخي از پژوهشگران اين معنا را نميپذيرند. مراسم«اسبندي» 25بهمن ماه (مقارن با آنچه غربي ها به آن ولنتاين مي گويند) در بسياري از نقاط ايران مانند کاشان ، محلات ، دليجان ، کازرون ، اقليد، شاهرود، کرمان ، شهر بابک ، گناباد، طبس ، قوچان و برخي از شهرهاي آذربايجان تا چند سال پيش باشکوه فراوان برگزار مي شده که اکنون نيز اجزايي از آن باقي مانده است.
با مقايسه اجزاي اين مراسم با آنچه ابوريحان بيروني در آثارالباقيه و التفهيم درباره «جشن زنان» يا «مردگيران» يا «سپندار مذ» نوشته ، به اين نتيجه مي توان رسيد که مراسم اسبندي نمودي از جشني باستاني است که نياکان ما در بزرگداشت زنان برگزار مي کردند.

مهم ترين نکته اي که ابوريحان در آثار الباقيه و التفهيم درباره جشن «مردگيران» يا «جشن زنان» بر آن تاکيد مي کند، هديه دادن مردان به زنان است. وي در اين باره مي نويسد: «در زمان گذشته ، اين ماه (اسفند) و بويژه اين روز، عيد زنان بوده و در اين عيد مردان به زنان بخشش مي نمودند و هنوز اين رسم در اصفهان و ري و ديگر بلدان باقي مانده و به فارسي مردگيران مي گويند».

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 10:4  توسط فلاح  |