|
|
|
|
|
خيام نيشابوري يکي از بزرگترين دانشمندان و اديبان ايراني و از مفاخر ملي ماست . خيام علاوه بر همه اينها شاعر بود . از خيام نيشابوري200رباعي به يادگار مانده است . طرز بيان و فلسفه خيام تاثير به سزايي در ادبيات فارسي داشت بي تفاوتي او نسبت به دنيا از جمله مضاميني است که خيام در اشعارش دنبال کرده است . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 11:27 توسط فلاح
|
||
|
|
|
|
|
محمد بن علي بن بابويه قمي معروف به " ابن بابويه" ، " محمد بن بابويه" و " شيخ صدوق" نامي ترين دانشمند گرانمايه و بزرگوار و فقيه و محدث عاليقدر شيعه در نيمه دوم سده چهارم هجري است. شيخ صدوق و برادرش حسن با دعاي حضرت امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف متولد شدند |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 15:4 توسط فلاح
|
|
||
|
|
|
|
|
از آن هنگام كه تاريخ بشر مكتوب شد و جغرافي بگونهاي علمي در مقياس با سطح و حد تحقيق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسي قرار گرفت، نام خليج فارس جزء چهار درياي شناخته شده بوده كه به اعتقاد يونانيان كهن همگي از يك اقيانوس عظيم به وسعتي معادل همه آبهاي جهان سرچشمه ميگرفتند و بسيار پيش از آنكه داريوش هخامنشي امپراتور ايران در كتيبههاي خود از درياي پارس سخن براند، حتي غيرايرانيان هم اين پهنه آبي را با نام پارس ميشناختند. خليج پارس نامي است به جاي مانده از کهنترين منابع، زيرا که از سدههاي پيش از ميلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس _ نام سرزمين ملت ايران _ گره خورده است. قدمت خليج فارس با همين نام چندان ديرينه است که عدهاي معتقدند: «خليج فارس گهواره تمدن عالم يا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستاني اين منطقه، نخستين انسانهايي بودند که روش دريانوردي را آموخته و کشتي اختراع کرده و شرق و غرب را به يکديگر پيوند دادهاند. اما دريانوردي ايرانيان در خليج فارس، قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش بزرگ، نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. کشتيهاي او طول رودخانه سند را تا کرانههاي اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس پيمودند، و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ کنوني رسيدند. او براي نخستين بار در محل کنوني کانال سوئز فرمان کندن ترعهاي (کانالي) را داد و کشتي هايش از طريق همين ترعه به درياي مديترانه راه يافتند. در کتيبهاي که در محل اين کانال به دست آمده نوشته شده است: "من پارسي هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن اين ترعه را داده ام از رودي که از مصر روان است به دريايي که از پارس آيد پس اين جوي کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان که خواست من بود." اين نخستين مدرک مکتوب بجا مانده درباره خليج فارس است. از سفرنامه فيثاغورث 570 قبل از ميلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خليج فارس و يا معادلهاي آن در ديگر زبانها ثبت شده است. خليج فارس و نام پرتوافكن آن ميراث گرانسنگ ايرانيان باستان است. ميراثي كه ايرانيان آزاد انديش روزگار كهن براي فرزندان خود به يادگار گذاردهاند تا مايه فخر و مباهات نسلهاي بعدي باشد و ايرانيان همواره به خاطر آورند كه نمادهاي ميهني و ملي آنان كه با پوششي از باورهاي ژرف ديني و الهي مزين و متبرك شده است، در هميشه تاريخ موجب باليدن آنان بوده و خواهد بود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 8:44 توسط فلاح
|
|
||
|
|
|
|
|
حقوق کارگر بر کارفرما به طور خلاصه به اين شرح است: 1- خوراک و پوشاک او را به نحو مطلوب تأمين کند. 2- بيش از اندازه طاقت از او کار نکشد.
3- متکبرانه با او رفتار ننمايد.
4- از خطا ها و نافرمانيهاي او درگذرد.
5- دستمزد و حقوق او را کاملاً بپردازد***روز جهانی كارگر را به كارگران عزيز ايران زمين تبريك مي گويم*** |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 10:12 توسط فلاح
|
|
||
|
|
|
|
فرهنگ شادخويي كه در ايرانيان وجود داشته يكي از دلايل علاقه زياد آنها به نوروز و آئين هاي نوروزي بوده است. اشتياق ايرانيان نسبت به نوروز و نو شدن طبيعت تا حدي بوده است كه حتي جشن <چهله> هم براي نوروز برگزار مي كرده اند. نويسنده كتاب <راهنماي زمان جشن ها و گردهمايي هاي ملي ايران باستان > درباره اين جشن مي گويد: <روز دهم ارديبهشت در نزد ايرانيان باستان جشن چهلم نوروز بوده است و تنها نشاني كه تا همين چند سال اخير از اين جشن باقي مانده بود مراسمي بود كه در شيراز در كنار چشمه سعدي به مناسبت اين روز برگزار مي شد. در اين جشن زنان و مردان در ساعاتي جداگانه در چشمه سعدي آبتني مي كردند و بر اين باور بودند كه در اين روز ماهي اي سر از آب بيرون مي آورد و انگشتري زرين را با خود مي آورد كه نشانه بخت و اقبال است.> دهم اردیبهشت ماه جشنی در مناطق مرکزی ایران برگزار می شود به نام جشن چهلم نوروز یا چلموشیرازی ها در کنار حوض ماهی سعدیه این جشن را بر پا می کنند و کرمانی ها در این روز به زیارت شاه خیراله می روند . پختن آش شیر نیز جز مراسم این روز است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 17:28 توسط فلاح
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 9:55 توسط فلاح
|
|
||
|
|
|
|
|
بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد شدبهاءالدين در كودكي به همراه پدرش به ايران آمد و پس از اتمام تحصيلات، شيخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجري قمري به قصد حج راه افتاد، به بسياري از سرزمينهاي اسلامي از جمله عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالي كه حالت درويشي يافته بود، به ايران بازگشت. وي در علوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وي در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصيت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام جنب موزه آستان قدس دفن كردند. ازمثنوّيات معروف شيخ مي توان از اينها نام برد: «نان و حلوا يا سوانح سفر الحجاز»، اين مثنوي ملمّع چنانکه از نام آن پيداست در سفر حج و بر وزن مثنوي مولوي سروده شده است «نان و پنير»، اين اثر نيز بر وزن و سبک مثنوي مولوي است؛ «طوطي نامه» نفيسي اين مثنوي را که از نظر محتوا و زبان نزديکترين مثنوي بهائي به مثنوي مولوي است، «شير و شکر»، اولين منظومه فارسي در بحر خَبَب يا مُتدارک است. در زبان عربي اين بحر شعري پيش از بهائي نيز مورد استفاده بوده است. نامدارترين اثر بهائي الکشکول، معروف به «کشکول شيخ بهائي» است که مجموعه گرانسنگي از علوم و معارف مختلف و آينه معلومات و مشرب بهائي محسوب مي شود. و ديگر آثارش... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 8:50 توسط فلاح
|
|
||
|
|
|
|
|
خداوند كسى است كه زمين را براى شما جايگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفى؛ و شما را صورتگرى كرد، و صورتتان را نيكو آفريد؛
جشن گردآوری گلها و گیاهان دارویی از صحرا. جشن گياه آوري ايرانيان گرامی باد . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 12:37 توسط فلاح
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
ابو محـمد مشرف الدين (شرف الدين) مصلح بن عـبدالله بن شرف الدين شيرازي، مـلـقب به ملـک الکـلام و افصح المتکـلمين بي شک يکي از بزرگـترين شاعـران ايران است کـه بـعـد از فردوسي آسمان ادب فارسي را به نور خـيره کنندهً خـود روشن ساخـت. اين روشني با چـنان نيرويي هـمراه بود که هـنوز پـس از گـشت هـفت قـرن تمام از تاثـير آن کـاسته نشده و اين اثـر پارسي هـنوز پابرجـا و استوار است. از احـوال شاعـر در ابتداي زندگـيش اطـلاعي در دست نـيست، اما آنچـه مسلم است، دانش وسيعـي اندوخـته بود. در حدود سال 606 هـجـري در شهـر شيراز در خـانداني کـه هـمه از عالمان دين بودند، چـشم به جـهان گـشود. مقـدمات عـلوم ادبي و شرعـي را در شيراز آموخت و سپس در حدود سال 620 براي اتمام تحـصيلات به بغـداد رفت و در مدرسه نظاميه آن شهـر به تحـصيل پـرداخت.
بعـد از اين سفـر سعـدي به حـجاز، شام، لبـنان، و روم رفته چـنان کـه در اين ابـيات مشخص است:
سـر آن ندارد امشب، کـه برآيد آفتابي |
||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 9:56 توسط فلاح
|
|
||||||||