تبليغاتX
گذری بر سرزمین ما
شرحي از گذشته تا به حال سرزمين ما

خواجه شمس الدین محمد حدود سال 726 ه. ق در شیراز زاده شد. پدرش بهاء الدین از اهالی اصفهان و مادرش از اهالی کازرون بوده است. حافظ در زادگاه خود، نزد استادانی همچون قوام الدین عبدالله ،که نام و آوازه شان همه جا منتشر بود ، علم آموخت . در آن روزگار ، در حلقه استادان آن شهر هم ادب رایج بود، هم حکمت و هم کلام ، اما کار عمده ، تفسیر قرآن بود و آموختن آنچه برای فهم آن ضرورت داشت . چنانکه از دیوانحافظ بر می آید ، وی در دانشهای گوناگون زمان خود که در دارالعلم شیراز رایج بود دست داشت . مقام او در قرآن شناسی نیز شامخ است. او قرآن را با چهارده روایت از بر می خواند و تخلص خود را نیز از چیزی قرار داد که مربوط به قرآن بود . خواجه شاعر و حافظ قرآن، از بزرگترين شاعران غزلسراي ايران و جهان به شمار مي رود . شعر حافظ داراي ابعاد گوناگون و متنوع سرشار از راز و رمز و پرسش از حقيقت هستي است.

صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت      قدسيان گويي كه شعر حافظ از  بر مي كنند

درنهايت بسیار شادیم که استان فارس در منطقه ای قرار گرفته که در طول تاریخ از کشور عزیز ایران جدا نشد تا خدای ناکرده مثل خاقانی، نظامی و مولوی در کشور دیگری قرار بگیرد. که "قطار حافظ" مانند" قطار مولانا در تركيه" در جهان راه نیفتاده تا ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 9:56  توسط فلاح  | 

۱مهر ـ جشن ميتراكانا . سال نوهخامنشي  ، ۱۲مهر ـ آئين قاليشويان اردهال  ، ۱۳مهر ـ مهر  جشن ميترا كانا . سال نو هخامنشي ، ۱۳مهر ـ تير روز.جشن تير روزي ، ۱۶مهر ، مهر روز . جشن مهرگان ، ۲۱مهر ـ رام روز . جشن پيروزي فريدون و كاوه

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388ساعت 15:48  توسط فلاح  | 

جلال الدین محمد بلخی ملقب به مولوی (مولانا) (لقبی که در جهان بیشتر با آن شناخته می شود) از بزرگترين عرفا، شعرا و حکماي عالي قدر اسلامي است که در ربيع الاول سال 604 هجري قمري در بلخ (در خراسان قدیم ) به دنیا آمد مولوي يك انسان والاي است كه در دنياي مادي به انوار ارواح پاك آن جهان گره خورده است.

بشنو از ني چون حكايت مي كند      كز جدايي ها شكايت مي كند

كز نيستان تا مرا ببريده اند               وزنفيرم مرد و زن ناليده اند

ني حريف هركه ازياري بريد              پرده هايش پرده هاي ما دريد

همچوني،زهري وترياقي كه ديد        همچوني،دمسازومشتاقي كه ديد

ني حديث راه پرخون مي كند           قصه هاي عشق مجنون مي كند

درنيابد حال پخته هيچ خام               پس سخن كوتاه بايد والسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت 8:55  توسط فلاح  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 مهر1388ساعت 14:46  توسط فلاح  | 

 باز بوي مهر، ماه مدرسه ، بوي بازيهاي تو راه مدرسه در ذهن آدم تداعي مي شود .صداي شادي و هياهيوي دانش اموزان ناخودآگاه ما را هم به آن روزها ي خوشي كه گذشت مي برد . امروز اولين روز مدرسه بوده روزي كه در ذهن همه كساني كه در مدرسه را تجربه كرده اند فراموش نشدني است . مهر همرا با شور و شوق و شايد رنگي از حسرت كه اين براي دبستاني ها بيشتر مي باشد به همرا است . اولين روز مدرسه كمتر كسي غيبت مي كند چون هيجان با كدام هم كلاسي مي افتد و با كدامين جدا مي شود و معلم شان كيست و كلاشان كجاست و ... كه پسرهاي گلم (امير ها) از اين قاعده مستسنائ نيست . حال كه سالها از اين روز خوش گذشت ولي با ماه مهر همه را به سر ذوق مي اورد . ياد نيمكتهاي چوبي مدرسه مان (ارات بن ) بخير كه با ديدن اين مدرسه همه خاطرات همانند فيلمي در ذهنم مرور مي شود  . پس يك دنيا تبريك به تمامي قلم ها و كاغذ ها ي دنيا به همه بچه مدرسه اي ها، مخصوصا اميرهاي گلم و دوستانشان كه اول مهر راهي مدرسه شدند و با شنيدن زنگ اول مهر ، زنگ زندگي و حيات نيز در جان انها نواخته شده است  .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 8:30  توسط فلاح  |